فقط سلام
فقط سلام
ببین من از کنار تو؛
دارم رد میشم آهسته،
فقط به من نگو اینو:
نگو اینو دلت خواسته...
دلم واسه چشات تنگه؛
میخوام این راهو برگردم،
تو هم چند قدمی بردار؛
یه کم کمتر بشه دردم...
نمیشه فکر کنم سردی؛
تویِ چشات معلومه،
ببین وقتی که حرفی نیست:
چجوری تو دلم خونه...
یه چیزی رو تظاهر کن؛
بگو اصلاً نمیخوامت،
آخه حرف که زیاد داریم؛
چرا سردی؟ چرا ساکت؟
یه جایی سرنوشت اینه؛
ولی ماها که میتونیم،
میشه عالی بشه دنیا؛
ولی مغرور میمونیم...
برو چند قدمی بردار؛
به امتحان میارزه،
ببین حق با منه، آره:
داره پاهات میلرزه...
کنار هم، هر روزو؛
بدونِ حتی یک واژه،
بیا فقط سلام کنیم:
فقط: سلام؛ سلام، باشه؟
یه کم حرفای معمولی؛
بگو امروز کجا بودی؟
هوا امشب یه کم سرده؛
مراقب خودت بودی؟
(یاد باد روزگاران: ۱۳۹۳)