ثانیه
ثانیه
وقتی تو چهرت غمه؛
آسمون غرقِ تگرگه،
لحظهی مرگِ اقاقی؛
زندگی اسیرِ مرگه.
واسه اندوهِ نگاهت؛
خودکشی کرده شقایق،
ثانیه جلو نمیره؛
واسه کشتنِ دقایق.
واسه قطرهقطره اشکت؛
پرپرِ گلبرگِ لاله،
بیتو خوندنِ قناری؛
حسرت و اندوه و ناله.
لونهی کبوترامون؛
تویِ بارونا شکسته،
مثلِ اینکه مرهمی نیست؛
راهِ اشکاتو نبسته...
شب پریشون شده موهاش؛
شونهتو گم کردی بازم؟
بسپُر اونا رو به باد که؛
عطرتو بیاره واسم.
(یاد باد روزگاران: ۱۳۹۴)