باادبتم رفیق
باادبتم رفیق
بااَدَبِتَم رفیق!
هرچی هم که بشه،
واسه شوخیشم حرف بد نداریم.
برام ارزش داری.
این سوسولبازیای جوونا،
برای خودشونه.
من مودب صدات میزنم،
ولی نه اونقدری؛
که رفاقتمون بره زیر لهجهش.
امیدوارم بگیری چی میگم.
بلات به دور.
برات عود روشن میکنم.
تخممرغ میشکنم،
که چشم حسود بترکه.
صدات میزنم جوری
که همه بهت حسادت کنن.
بلدم.
یاد گرفتم…
وقتی نبودی.
میدونستم میای.
شاید قدیما
خوب نمیشناختمت.
الانم که دارم این حرفا رو میزنم،
هنوزم نمیشناسمت.
ولی میدونم،
ببینمت،
اینبار میشناسمت.
مسأله بودن یا نبودن نیست.
تو هستی.
حتی اگرم نباشی.
من برات نامه مینویسم،
برای بعدا.
که اومدی بخونیشون،
بفهمی به یادت بودم،
حتی وقتی اصلاً نبودی.
منتشم میذارم سرت.
این همه منتظرت بمونم،
بعد منت نذارم؟
بیخود و بیجهت میگن:
«رفاقت، منت نداره.»
خوبشم داره.
من که میذارم.
حالا میبینی.