پرش به محتویات

سروش زنده‌دل

تصویر سروش زنده‌دل
تکنیکال آرتیست، نویسنده

ثبت احوال؛
همه‌چیزم را نوشت،
جز احوالم را...

سروش زنده دل

سروش زنده دل

تکنیکال آرتیست، نویسنده

ثبت احوال؛ همه‌چیزم را نوشت، جز احوالم را...

شکر

شعر شعر غزل عاشقانه ... ۱۴۰۳/۰۱/۲۳
چهره‌ای محو از معشوق با گیسوان پریشان در کنار جامی از چای و شمعی روشن؛ فضای تصویر شاعرانه، گرم و عاشقانه است.
شهد سخنت دل برد، همچون شکری چون قند...

شکر

شهد سخنت دل برد،
همچون شکری چون قند؛
هم جام می‌ای، هم مُهر؛
هم کفر منی، هم پند.

یارا به جهان بنما،
آتشکده‌ای خاموش؛
گیسوی پریشانت،
کافر، زده‌ای در بند؟

من جانب تو مجنون،
میلی به دلم فرما.
فرمان تو فرهادها،
کوهی زده‌اند، کندند.

یک لحظه بشین با من،
چایم که مهیا شد.
لب می‌زده‌ای در جوش،
من می‌زده‌ام لبخند.

هر شاخه زلفت را،
باید که شمرد آری؛
تا تار به جا باشد،
شانه نزدی از عمد؟

سهمم چه رسد از تو؟
وامی کن از آغوشت.
من می‌دهمت آیت،
از صورت تو هر حمد.

چندی به شمارش بود،
چشمم به رهت باشد.
ابعاد محبت گو،
ضرب چه زنی در چند؟

کاری ندهم گفتی،
خوابان و خراباتی.
چون دیدن چشمانت،
بر فحش تو می‌ارزند.

بامی که به سر باشد،
آسایش ما می‌بَس.
از حرف امان ما،
رندان که نمی‌خندند؟