خوشبختی
خوشبختی
چقدر زیباست چشمایی
که همرنگِ با موهاشِ
با اینکه دیرشِ اما
تو خواهش میکنی باشه
چقدر زیباست این احساس
با این که تازه میشناسیش
همون قطرهی اشکی شه
که داریشُ نمیباریش
برای اینکه میبینیش
همه دنیات زیبا شه
تموم چیزی که میخوای
میبینی توی چشماشِ
به محض دیدنش زودی
یهو دنیات کوچیک شه
با یه بارون صدایِ شب
سکوتش جای چیکچیک شه
میخوای هرجا بری باشه
شدیدا اینُ واقفشی
اگه راهش همین باشه
چه میدونم؟! یه عارفشی
یه بخشی از وجودت شه
شبیه نبضِ تو رگهات
نمیخوای قرصُ دارورو
یه تسکینه واسه دردات
بدون فکر بیش از حد
یهو میبینی خوشبختی
اگه یک روزُ باهاشی
همه شبهارو میبخشی
یهجوری خاطرش خوبه
فراموش شه همه غمهات
مثه هرچی که دوس داریش
نگش داری؛ واسه فردات…
با اینکه دیرشِ میگی:
واسه رفتن هنوز زودِ
یهجوری حس کنیش انگار
تمومِ عمرتُ بوده