پرش به محتویات

سروش زنده‌دل

تصویر سروش زنده‌دل
تکنیکال آرتیست، نویسنده

ثبت احوال؛
همه‌چیزم را نوشت،
جز احوالم را...

سروش زنده دل

سروش زنده دل

تکنیکال آرتیست، نویسنده

ثبت احوال؛ همه‌چیزم را نوشت، جز احوالم را...

سرنوشت

شعر شعر فلسفی حقیقت ... ۱۴۰۲/۱۲/۲۰
مردی تنها در برابر آینه‌ای ترک‌خورده ایستاده است؛ فضای تصویر نمادین، تاریک و تأمل‌برانگیز است.
آن‌چنان که قربتش، تبدیل غربت می‌شود...

سرنوشت

آن‌چنان که قربتش،
تبدیل غربت می‌شود؛
هر سخن گفتی از آن،
تعبیر تهمت می‌شود.

حرف حق را می‌زدند،
تا باعث اغنیٰ شود؛
ما که می‌گوییم چرا؟
تهدید صحبت می‌شود.

ریش را با ریشهٔ تزویر،
سفیدش می‌کنند؛
زخم کاری بر جوان،
شمشیر زهدت می‌شود.

با توام، ای تو،
که عمرت پستهٔ خندان بود؛
اخم ملایی تو را،
تهذیب شهرت می‌شود؟

من نه اینم، من نه آنم،
که تویی بر سرنوشت؛
نسل ما؛
آیینهٔ ننگینِ عمرت می‌شود.

چرت و پرت و عمر مفت و،
شهره‌اند بر مخ‌خوری؛
عاقبت این جمله‌ات،
تمکین کفرت می‌شود.

ما حسینی‌زاده‌ایم،
سر بر علی‌ها داده‌ایم؛
پارس گو بر کودکت،
یعقوب لیثت می‌شود.