پرش به محتویات

سروش زنده‌دل

تصویر سروش زنده‌دل
تکنیکال آرتیست، نویسنده

ثبت احوال؛
همه‌چیزم را نوشت،
جز احوالم را...

سروش زنده دل

سروش زنده دل

تکنیکال آرتیست، نویسنده

ثبت احوال؛ همه‌چیزم را نوشت، جز احوالم را...

چشم

شعر شعر فلسفی نمادین ... ۱۴۰۲/۰۹/۱۰
سایهٔ انسانی بی‌چهره در دشتی تاریک ایستاده است؛ افق در مه فرو رفته و نوری کم‌رنگ از دوردست می‌تابد. فضای تصویر نمادین، سنگین و سرشار از سکوت و تأمل است.
چشم وا کردم و دنیا، همه در رنج و عذاب است...

چشم

چشم وا کردم و دنیا،
همه در رنج و عذاب است.
بست با مردم عقبی،
که سکوت، گنج و جواب است.

هست تا گندمِ رویا،
که چرا مرگ صواب است.
رست یا بر دم کبری؟
که دروغ، رنگ و لعاب است.

خصم می‌خواهم و آیا،
نبود آیت شادی؛
چه سخن که را توان گفت؟
نبوت، ساحت هادی.

به گمان مبر، کمان گفت:
عدوت، عادت عادی.
چه زمان؟ کمر امان گفت؛
اخوت، طاعت طاعی.