پرش به محتویات

سروش زنده‌دل

تصویر سروش زنده‌دل
تکنیکال آرتیست، نویسنده

ثبت احوال؛
همه‌چیزم را نوشت،
جز احوالم را...

سروش زنده دل

سروش زنده دل

تکنیکال آرتیست، نویسنده

ثبت احوال؛ همه‌چیزم را نوشت، جز احوالم را...

عقل

شعر شعر فلسفی اندیشه ... ۱۴۰۲/۰۸/۲۲
مردی تنها با قلمی در دست، میان تالاری تاریک و پر از کتاب‌های کهن ایستاده است؛ نوری از پنجره بر چهره او می‌تابد و فضای تصویر حال‌وهوایی فلسفی و رازآلود دارد.
قابلی عقلم ندارد؛ عاقلی هر دم نشاید...

عقل

قابلی عقلم ندارد؛
عاقلی هر دم نشاید.
بلکه باز آید، ندانی؛
شاعری در غم نباشد.

فک و لب، هر دم زبانی؛
سائلی درکم نباشد.
وقت پرسیدن، که آقا؛
سائلی در کم نباشد.

من که می‌پرسم چرا را؛
داوری مرگم نباشد.
راوی‌ام بهر همین که؛
آخری در من نباشد.