عبور
عبور
ترویج گویش مرگ،
در لهجههای انسان؛
این زندگی سقوط است،
به حفرههای کیهان.
جایی پر از بهانه،
راهی پر از فریب است.
با مقصدی دروغین،
پا را دگر مرنجان.
دائم خوشی نبوده،
تقدیر این زمانهست.
تمرین خوردن خشم،
با عقدههای پنهان.
چندی پی نوازش،
با یار خوب گویی.
این قصهٔ عبور است،
در پندهای رندان.
حل رموز هستی،
با عقل خوب و سالم.
سختی آن برون است،
از مرزهای امکان.
منزلگه دقیقه،
در حکم شرط لحظه.
با این همه سیاست،
کاری نکرده شیطان.
هنگام طرح پرسش،
باید که نکته دانست.
جای خدا نبوده،
در سفرههای بینان.
از گفتوگوی مغموم،
راوی، پی چه هستی؟
در نغمههای منظوم،
در سطرهای دیوان.