روات
روات
به قرآنها قسم خوردند،
که ما تورات نمیخواهیم؛
به کعبه میروی، قربان؟
دگر سوغات نمیخواهیم.
من از کرده پشیمانم،
اگر این بت خدایم بود؛
به آن شطرنج شیطانی،
بگو ما مات نمیخواهیم.
کدامین سمت میدانی؛
سفیدی یا سیاهی تو؟
بگو ما میشوی یا نه؟
که غم، هیهات، نمیخواهیم.
به آیینه نگاهی کن،
از آن حالت بههمخورده؟
برو، راوی، پی کارت،
دگر پیدات نمیخواهیم.
شروعت مثل آنها بود،
همان مدعیان صلح؛
چقدر خون پای تو ریخته؛
سراب ذات نمیخواهیم.
لباس منجی و مشکی،
دروغی مثل پیراهن؛
از این سانسور چه میخواهی؟
خدایا، کات نمیخواهیم.
اگر این آخر کار است؛
بگو یٰس ببارد که؛
جهان تفسیر آدم شد،
دگر روّات نمیخواهیم.